امروزه در تحلیل شاخصهای توسعهیافتگی جوامع، عبور از تعاریف اقتصادی و حرکت به سوی الگوهای رفاهمحور، جایگاه ویژهای یافته است و در این میان، مقوله بهداشت و سلامت به عنوان یکی از ستونهای اصلی ارزیابی میزان پیشرفت و عدالت در هر جامعهای شناخته میشود. جوامعی که در تأمین سلامت عمومی و دسترسی عادلانه شهروندان به خدمات درمانی موفق بودهاند، بستری پایدارتر برای رشد اقتصادی و تعالی اجتماعی فراهم کردهاند. با این حال، نگاهی به توزیع امکانات بهداشتی در گستره جغرافیایی کشور، نشاندهنده شکافی است که باید با برنامهریزی دقیق و بلندمدت، برای پر کردن آن تلاش کرد.
پس از انقلاب اسلامی، اقدامات بسیار ارزشمندی در جهت گسترش شبکه بهداشت و درمان در مناطق دورافتاده و روستایی صورت گرفته که دسترسی میلیونها هموطن به خدمات اولیه سلامت را تسهیل کرده است. ایجاد خانههای بهداشت و شبکههای گسترده مراقبتهای اولیه در دورترین نقاط کشور، یکی از نقاط قوت عملکرد نظام سلامت در دهههای اخیر است. اما با وجود این گامهای بلند، باید اذعان کرد که در عصر حاضر، استانداردهای سلامت ارتقا یافتهاند و مطالبات مردم نیز همگام با دانش پزشکی نوین، تغییر کرده است. امروز دیگر صرف دسترسی به خدمات اولیه کافی نیست و عدالت در سلامت مستلزم دسترسی همگانی به خدمات تخصصی و فوقتخصصی است.
واقعیت این است که تمرکز امکانات درمانی و بیمارستانهای مجهز در پایتخت، پدیدهای است که پیامدهای نامطلوبی برای سایر مناطق کشور به همراه داشته است. فقدان زیرساختهای درمانی پیشرفته در استانها و شهرستانها، هموطنان را ناگزیر میسازد تا برای درمان بیماریهای پیچیده و دریافت خدمات تخصصی، رنج سفر به تهران و تحمل هزینههای گزاف اقامت و درمان را بر دوش بکشند. این روند، نه تنها فشار مضاعفی بر مراکز درمانی پایتخت وارد میکند و موجب اشباع ظرفیتهای بیمارستانی میشود، بلکه با اصول عدالت اجتماعی و توزیع متوازن امکانات نیز در تعارض است.
برای عبور از این وضعیت و حرکت به سوی توسعهای همهجانبه، ضرورت دارد که نگاه راهبردی به سلامت، از تمرکزگرایی به سوی توزیع عادلانه تجهیزات و تخصص تغییر یابد. هر استان و پهنه جغرافیایی کشور باید از امکانات بیمارستانی بهرهمند شود که به لحاظ کیفیت و تجهیزات پزشکی، قابلیت رقابت با بیمارستانهای تراز اول پایتخت را داشته باشد. ایجاد مراکز درمانی بزرگ، دولتی و مجهز در مراکز استانها و حتی قطبهای درمانی در شهرستانهای پرجمعیت، میتواند بخش بزرگی از نیازهای درمانی مردم را در همان منطقه سکونتشان تأمین کند. این امر نه تنها موجب تکریم شهروندان و کاهش هزینههای درمان میشود بلکه حس اعتماد عمومی به نظام سلامت را تقویت کرده و مهاجرت اجباری درمانی را به حداقل میرساند.
تأمین داروها و تجهیزات پزشکی پیشرفته، تنها بخشی از این فرایند است؛ بخش مهمتر، تربیت و استقرار نیروهای متخصص و فوقتخصص در این مراکز جدید است تا هموطنان ساکن در شهرستانها و روستاها احساس نکنند که از چرخه پیشرفتهای پزشکی کشور دور ماندهاند. توسعه پایدار در گرو توزیع متوازن امکانات است و سلامت، اولویتدارترین حوزهای است که میتواند ویترین این عدالت باشد. با عبور از نگاههای بخشی و اتخاذ رویکردی ملی برای تجهیز استانها به بیمارستانهای پیشرفته، میتوان به آیندهای امیدوار بود که در آن، فاصله جغرافیایی مانع از بهرهمندی از خدمات باکیفیت سلامت نباشد. این سرمایهگذاری در واقع، سرمایهگذاری برای آیندهای سالمتر، پویاتر و توسعهیافتهتر برای تمام پیکره ایران اسلامی است.